به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه در اراک، حجتالاسلاموالمسلمین درگاهی، مدیر حوزه علمیه خواهران استان مرکزی به مناسبت ۲۴ ذیالحجه روز مباهله در یادداشتی آورده است:
هنگامی که قلم تاریخ بر ورق نهم هجری میایستد، نقطه عطفی رقم میخورد که صاحبان بصیرت آن را «یوم المباهاة» مینامند؛ روزی که نه شمشیر که «دعوت» و نه سپاه که «خلوص» حجت را تمام کرد. واقعه مباهله، تنها یک مناظره فقهی الهامبخش نیست، بلکه هنجارشکنی در پارادایم «خداشناسی» است.
در روایت مشهور، مسیحیان نجران که معتقد به تثلیث بودند، در توحید با پیامبر محاجه کردند. قرآن در آیه ۶۱ سوره آلعمران، حجت را بر منطق «تشبیه» (انسانانگاری خدا) فرو میریزد. خداوند به پیامبر (ص) فرمان میدهد: «تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ...» . ذوق ادبی در نظم آیات، بر «تقابل اثباتی» تمرکز دارد: «اَبْنائَنا» در برابر «اَبناءَکُم»، «نِسائَنا» در برابر «نِساءَکُم». این ساختار موازنه، به تکنیک «جدل تکاملی» میماند که نهایتاً با جمله «نفوسنا» (خودمان) به اوج میرسد. در حقیقت، پیامبر، علی، فاطمه، حسن و حسین (ع) را میآورد تا به نصارا بگوید: «من، غیر از منم؛ من یعنی آنها». این یعنی: برای شناخت خدا، باید از مقام «تشبیه» به مقام «تنزیه» وحدت رسید.
نکته لطیف اینجاست که «اهل البیت» در مباهله، «حقیقت وجودی» را تشکیل میدهند. لذا مباهله، سندی محکم بر این مدعاست که امامت، مقامی نصبالهی و قائم به اسم اعظم است. مباهله، جاده صاف کن «ولایت تکوینی» است. در واقع اگر به «مباهله» به عنوان یک وسیله اثبات حق نگاه کنی، فهم تو در لایه (پوسته ظاهری) باقی میماند. اما اگر آینهوار ببینی که چگونه «خمسه طیبه» در مقابل جمعیت، تنها پناهگاه الهی شدند، درمییابی که مباهله، آیین «رهایی از شرک خفی» است.
و اما دنباله راه...
این «رهایی» در گرو درکی تازه از نسبت انسان و خداوند است. مسیحیان نجران، خدا را در «اقنوم» پسر و روحالقدس محدود کرده بودند؛ این همان شرک خفیّ نظری است که ذات لایتناهی را در تورات و انجیل محرّف، به خاکدان تاریخ میکشاند. اما پیامبر خاتم (ص) با گزینش «خمسه طیبه»، نه لشکری از حروف، که کتابی از نور را به میدان میآورد.
اینجا منطق «نفوسنا» از منطق گفتار فراتر میرود. پیامبر (ص) به فرمان قرآن، علی (ع) را «جان» خود میخوانَد تا ثابت کند راه شناخت خدایِ مُنَزَّه، تنها از مسیر انسان کاملِ معصوم میگذرد.
آنان که اهل بصیرتاند، در همین نقطه درمییابند که چرا اسقف نجران، با دیدن این چهرههای نورانی، فریاد زد: «چهرههایی را میبینم که اگر خدا را بخوانند تا کوهی را از جای برکَنَد، کنده خواهد شد.» این اعتراف، نه حاصل یک برهان فلسفی صِرف، که زاییده «شهود حقیقت» در آینه وجود نبی و عترت اوست.
واقعه مباهله، تعریف تازهای از «برهان» ارائه میدهد. در الهیات رایج، برهان با صغری و کبری چیده میشود، اما در مکتب قرآن، «شخصیت» انسان کامل، خود، برهان تامّه است.
وقتی خداوند میفرماید «نفوسنا»، یعنی هویت پیامبر در علی (ع) و هویت نبوّت در امامت حلول مفهومی ندارد، بلکه اتحاد در حقیقت نوریه رخ میدهد. اینجا دیگر فرق میان نبوت و امامت، در اصلِ هدایت باطنی رنگ میبازد و تنها در مقام «اِنباء» و «اِخبار» تفاوت مییابد. از این منظر، مباهله نه فقط محکومیت تثلیث مسیحی، که نسخه شفابخش تمامی انحرافات در توحید است؛ چراکه هر آنکس که ندای «انسانمداری» را جایگزین «خدامداری» کند، در همان گرداب «تشبیه» فرو غلتیده است.
بازخوانی مباهله، تلنگری به عالمان و پژوهشگران دینی است. هنوز جای خالی کندوکاوهای میانرشتهای در این واقعه عظیم احساس میشود. امروز که مکاتب شبهمعنوی، خدا را به مثابه «انرژی» یا «آگاهی کیهانی» فرو میکاهند، الگوی «تنزیه مبتنی بر ولایت» که از دل آیه مباهله میجوشد، یگانه پادزهر این تشبیهگرایی مدرن است. «خلوص» اهل بیت (ع) در میدان نفرین حق علیه باطل، به ما میآموزد که پیششرط پیروزی در نبرد تمدنی حق و باطل، نه کثرت ابزار، که طهارت جانهایی است که بیپرده، آینه جمال حق میشوند.
پس مباهله یک «روز» در تقویم نیست؛ یک «فرهنگ» در قاموس حیات طیبه است. فرهنگی که در آن، «اَبْناءَنا» یعنی نسل منتظران ظهور، «نِساءَنا» یعنی حافظان حریم فاطمی، و «أَنْفُسَنا» یعنی دلدادگانی که تا پای جان در مسیر ولایت ایستادهاند. به قول صاحبان بصیرت، هنوز هم آیه مباهله در صحنه حیات ما جاری است؛ هر جا که نمایندهای از نیابت عامه فقیه، در برابر زر و زور و تزویر میایستد، «اَبْنائَنا»ی امروز در میدان حاضرند.
و هنوز هم، خداوند در کمین ستمگران است، درست همانسان که عذاب خویش را بر دروغگویان نجران وعده داده بود.
والحمدلله علی ولایتهم.










نظر شما